کتاب خاتم: زمزمه هایی که زنده اند (مجموعه داستان)
محیا میرود روی چهارپایۀ آهنی و دست به کار میشود. کنجکاوی توی چشم تکتک بچهها و کارکنان سازمان دیده میشود. محیا انگار اصلاً پچپچهایشان را نمیشنود و با چکش توی سر میخها…
۹۵٬۰۰۰ تومان
فعلاً ناموجود
- ارسال سریع
- پرداخت امن
- ضمانت اصالت
معرفی کتاب
محیا میرود روی چهارپایۀ آهنی و دست به کار میشود. کنجکاوی توی چشم تکتک بچهها و کارکنان سازمان دیده میشود. محیا انگار اصلاً پچپچهایشان را نمیشنود و با چکش توی سر میخها میکوبد. از چهارپایه که پایین میآید، آقای عزیزی میرود روی چهارپایه و کاغذ روی تابلو را پاره میکند. محیا از دور نگاهی به شش ماه تلاشش میاندازد. همه، یکصدا نوشتۀ زیر تابلو را زمزمه میکنند: «الهم صل علی محمد و آل محمد» و آنوقت برای محیا کف میزنند محیا چند دقیقهای همانجا میماند. هر کس که داخل میآید و خارج میشود لبهایش میجنبد. محیا زیرلب با خودش میگوید: «تا حالا اینقدر احساس زندگی نکرده بودم.» از سازمان بیرون میزند. دانههای برف روی صورت محیا مینشیند. به خانه که میرسد و در را باز میکند، سروکلۀ مامان پیدا میشود: «کجا بودی دختر؟! دلم هزار راه رفت.» محیا برفهای روی پالتویش را میتکاند و میگوید: «مگه امروز تولد پیامبر نیست؟»
شناسنامهی کتاب
- نویسنده
- دیگران، زهرا حشمت افخم
- مترجم
- —
- ناشر
- دفتر نشر فرهنگ اسلامی
- سال نشر
- ۱۴۰۱
- نوبت چاپ
- اول
- شمارگان
- ۱۰۰۰
- قطع
- وزیری کوتاه
- تعداد صفحات
- ۱۰۸
- نوع جلد
- شومیز
- شابک
- 978-964-430-539-9
دیدگاهها و نظرات
نظر خود را دربارهی این کتاب بنویسید
هنوز دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است؛ نخستین نفر باشید.
از نگاه مشتریان
امتیاز شما
با انتخاب امتیاز، فرم ثبت دیدگاه با همین امتیاز پر میشود.
۰ از ۵
۰ دیدگاه مشتریان
- اگر عالی ۰
- عالی ۰
- خوب ۰
- متوسط ۰
- ضعیف ۰














نظر ثبت کنید