کودک و نوجوان راز یوسف میرکیایی مهدی 3 خرداد, 1405 0 یوسف گفت: «صید تِرال، کف دریا را با همه ماهیهای توی آب جارو میکند، با تورهای خیلی بزرگ دوکیشکل. مرجانها و…
کودک و نوجوان کلاه سفید ذوالفقاریان ملیحه 7 خرداد, 1404 0 انگار یکی، جفت پاهایش را گذاشت روی حلقم و نفسم را برید. انتظار شنیدن چنین چیزی را نداشتم. چشمم به صفحۀ گوشی خشک…
کودک و نوجوان خاتم ۱: به ما نگاه کن میرکیایی مهدی 20 اسفند, 1403 0 محمّد مانند خورشيدی درخشان از غار رفت و همه جا تاريك شد. با رفتنش قلبِ كوچكِ من هم همراه او رفت. ای كاش زودتر او را…
کودک و نوجوان خاتم ۹: ماهی میان مه کریمی معصومه 20 اسفند, 1403 0 پاکت را از روی میز برمیدارم و بازش میکنم. یک هفتهای میشود که رسیده؛ اما ای کاش حالاحالاها نمیرسید. دوباره…
کودک و نوجوان خاتم ۹: هیزم های طلایی محمودی امیرعلی 20 اسفند, 1403 0 ناگهان دیدم در آسمان سر و صدایی بلند شد. فرشتهها به سمت من نگاه میکردند. جبرئیل یکی از فرشتههای خدا، به خدا…
کودک و نوجوان خاتم ۹: مؤذن زارع عابدین 19 اسفند, 1403 0 دستهایم میلرزید. سرم را با سنگینی به نردههای اسکله چسباندم. گریه امانم را ربود. قرار نبود اروند اینقدر بیرحم…
کودک و نوجوان قاضی دادرس گروگان حمید 23 دی, 1403 0 در این نوشته، نویسنده کوشیده است، در یک ماجرای داستانی، خوانندگان نوجوان را با «قانون» و «قانونمندی» آشنا کند و از…
کودک و نوجوان کتاب خاتم: راز دریاچه نامرئی بختیاری فر علیرضا 12 اردیبهشت, 1403 0 من احساس کردم بابا هم ترسیده ولی صورتش مثل کسانی نبود که میترسند؛ بیشتر شبیه آدمهای عصبانی بود. فکر کردم شاید…
کودک و نوجوان قطار سریع السیر در ایستگاه پیراشکی های خانگی علی شاهرودی فروغ 13 آذر, 1402 0 داستان «قطار سریعالسّیر در ایستگاه پیراشکی خانگی»، روایت زندگی است که همچون قطار، مسیری دارد؛ مقصدی، واگنها و…
کودک و نوجوان کلاه اشرفی (داستان نوجوان) حسینی ارسنجانی سید حسن 1 آذر, 1402 0 طلا و پدرش، مثل دیو وارد اتاق شدند. محمد سر به زیر انداخته بود و جنب نمیخورد. از این که طلا را دستکم گرفته بود و…