چادر توی صورتش کشید و مویهکنان گفت: «خدا ذلیلش کنه! لب رودخونه نشسته بودم و لباس میشستم که قایق موتوری از سمت هور اومد و جایی که این زبونبستهها بازی میکردن ایستاد. زیرچشمی نگاهش کردم…
چادر توی صورتش کشید و مویهکنان گفت: «خدا ذلیلش کنه! لب رودخونه نشسته بودم و لباس میشستم که قایق موتوری از سمت هور اومد و جایی که این زبونبستهها بازی میکردن ایستاد. زیرچشمی نگاهش کردم. آدم هیکلمندی بود و چفیهی سرخی به سروصورتِ عزاموندهش پیچیده بود. قایقش رو به ساحل چسبوند و بچهها رو صدا کرد.»
نویسنده: سید حسن حسینی ارسنجانی
ناشر: دفتر نشر فرهنگ اسلامی
سال نشر: ۱۴۰۳
نوبت چاپ: ۲
شمارگان: ۲۰۰
قطــع: پالتویی کوتاه
تعداد صفحات: ۱۵۶
نـوع جلـد: شومیز
شابک: ۹۷۸۹۶۴۴۳۰۲۲۴۴
نقد و بررسیها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.
اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “بچه مرد (کتاب زیتون)” لغو پاسخ
نقد و بررسیها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.