پرش به محتوای اصلی

صوت ۱۰ تیر ۱۳۹۹

کتاب خاتم «داستان پیامبر رحمت» با صدای دنیا احمدبابوری

تولید دفتر نشر فرهنگ اسلامی

 

یک بار هم نشده بود نمازت قضا شود اما حالا نه می‌توانستی به مسجد بروی و نه به خانه برگردی. دو ساعتی می‌شد که همان‌طور آواره وسط کوچه نشسته بودی و اشک می‌ریختی. صدای افرادی را از ته کوچه شنیدی اما دیگر هیچ چیز برایت مهم نبود. همان‌طور بی‌تفاوت به نشستن ادامه دادی. مردم با نگاه‌های متعجب و بیخیال از کنارت رد می‌شدند مثل کسانی که به گدایی خیره شده باشند. اما تو که تقصیری نداشتی. فقط گمشده‌ای بودی که همه چیز برایش تیره و تار بود. ناگهان صدایی از پشت تو را به خودت آورد: پدر جان پدر جان! سال‌ها می‌شد که کسی تو را به این مهربانی صدا نکرده بود.

 

خرید کتاب

 

 

گفت‌وگو ۰ دیدگاه

برای نوشتن دیدگاه وارد حساب خود شوید.

ورود / ثبت‌نام

هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ نخستین نفری باشید که نظر می‌دهد.