کودک و نوجوان پیامبر و ابر فتاحی مهناز 28 اردیبهشت, 1399 0 محمد راه میرفت و من هم حرکت میکردم. سرش را بالا گرفت و مرا نگاه کرد و لبخند زد. لبخندش انگار زیباترین منظرۀ دنیا…